در آغاز انتخابات این دوره ریاست جمهوری برای دوستانی که استدلالشان بر رای دادن انتخابی بین بد و بدتر بود بارها گفتم که اینبار حضور نه برای انتخابی بین بد و بدتر که انتخابی بین بودن و نبودن است . بنیان حرفم بر این باور بود که اینبار اگر باز هم قرار بر ادامه روند فکری حاکم کنونی باشد به همت محرم علی خان های یقه بسته آن اندک ته مانده NGO های وطنی در هر سبک و سیاقی درشان تخته می شود و همان چند خط یا چند جلد کتاب نیز راهشان به دستگاه های خمیرسازی می افتد و علی آقا می ماند و حوضی که اینبار تنهایی بودنش کلی برایشان صفا دارد . نه مجالی که به ابروی بالای چشم ایشان اشاره کند و نه صدایی که برخورنده تریج قبای ایشان باشد . همه ملک می شود همان مملکت گل و بلبی که جناب ولایت فقیه شان می خواهد و تمام خطابه ها از گرفتاری خال لب دوست داد سخن خواهند داد . هر چند در کنار اینها حیرت عظیم دوستان دخیل در اقتصاد آن هم از نوع مهندسیش از ولع عجیب سپاه در خرید ریز و درشت شرکت های نفتی و غیر نفتی در آن شوی خصوصی سازی خبر از شکل گیری مافیای اقتصادی سپاه که یک نمونه قدیمیش از جنس مافیای وزارت اطلاعات فلاحیان بود و همه بیاد دارند که همان چه بر سر این قوم آورد می داد ولی همه اینها در هیاهوی دعوا بر سر تشک ملا اعم از کردان ، گشت های ارشاد و محصولی گم شد .
امروز که کیهان نوشت که 36 میلیون نفر یارانه نقدی می گیرند ناگهان یاد آن مقاله دلفین های مسیح علی نژاد آمد . بی گمان برای دولت و نظامی که پوپولیستی چون احمدی نژاد را سمبل خود کرده و هزاران چون او در سایه دارد بسیار دلنشین است که نخبگاننش را آواره ملک غربت کند ، مکنتش را بفروشد و با ترفند شیرین ترویج عدالت ، عنان اختیار ملتش را با دادن نانش و گرفتن جانش در دست بگیرد تا هیچ صدایی نخواهد که نه ، نتواند به ساز او نخواند . داستان دلفین ها ادامه دارد حتی شاید آن زمان به نمایش تهوع آوری چون سفرهای استانی و منظره هزاران دست ملتمس هم دیگر احتیاجی نباشد .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر